تبلیغات
تراب نیوز

تراب نیوز
به سایت رسمی روستای تراب علیا و سفلی خوش آمدید 
قالب وبلاگ

افتادن دندانهای شیری :
وقتی بچه ها به سن هفت سالگی می رسیدند ودندانهای آنها شروع به افتادن می كرد به بچه ها می گفتند كه دندانهای خود را درکود گاو بگذارید وبگویید.
دِندون حلواخّروّت دام دندون ریگ كوز وّم بِرِ چون اعتقاد داشتند دندانهای شیری مقاومت ندارند وباید دندانهای كه بجای آنها روییده می شوند باید دندانهای محكمی باشند

کلنگ زدن:

اهالی روستا در قدیم اعتقاد داشتند عصر روزها نباید کلنگ زد حتی نباید کلنگ را بر روی شانه های خود قرار دهند

چون این کار نشانه فوت یکی ازاهالی این روستا می باشد

بقیه مطلب در ادامه مطلب

 

كم بارانی :
در روستای تراب قبلاًرسم براین بود كه وقتی سالی كم باران بود عده ای ازمردم جمع می شدندواین شعرها را می خواندند :یالا یالابارونی(1) سیِمُسّوون ،سیِمُسّوون اورّ بیا وآسمون (2)،سرِگاه هونِ رئیس یاخدابارون ِبریسِ(3) ،ّیه مُس ِجهی داشتُم ّسرِِ تِلی كاشتُم یا خدابزن بارون سی ِدلِ عیال دارون(4) ،ّمشكِ وملارّ اُوبُ كای فتح لانّ خُوبُو(5)،ایمانیم هفت ِبرارون اوّمیِم ّودینِ بارون (6)وجلو خانه ها جمع می شدند واین اشعار رامی خواندند تا صاحب خانه هابه آنها مقداری آرد می دادندواین افراد سروروی خود را می پوشیدند تا شناخته نشوند زیرا رسم براین بود كه به حالت ناشناس بیایند .بعداًدرخانه ای جمع می شدند واین آردها برای خمیركردندآاماده میكردند وقتی كه آنها را خمیر میكردند وسنگ ریزه درآن خمیر قرارمی دادند وخمیررا پهن میكردند كه به آن گرده(1) می گفتند وآن رازیرخاكستر آتش قرارمی دادند هروقت گرده پخته می شد آن رااززیرخاكستر بیرون می آوردند وبین افراد تقسیم می كردند درسهمیه هركس سنگ ریزه بود همه گروه اورا می گرفتند وبه طرف قنات یا استخر ویاجویبارورودخانه می بردند تا كسی ضمانت اورا ازیك روز تا یك هفته برعهده می گرفت اگردراین مدت باران می بارید دیگر ارافتادن در آب معاف می شد ولی اگر باران نمی بارید اورا به آب می انداختند ولی از جاییكه اعتقاد مردم خوب بود قبل اتمام موعد معین باران شروع به باریدن میكرد .1-ای خداوند ،ای خداوند تورحمی به حال بندگانت كن وباران رحمتت راببار .
2-ای امامزاده سید محمد زرین،سید محمد زرین ما ازتو می خوهیم كه توازخدابخواهی تا ابرها رابرای بارندگی در آسمان بیاورد .
3-سرگاوخانه رئیس وبزرگ این محل می باشد بصورت گروگان است خدایا توبخاطر رهای این سرگاو باران رحمت راازآسمان ببار.
-خدایا یك مشت جوداشتم وآنها راسرتپه بلندی كاشتم برای فرزندانم وجایی كاشتم كه امكان آبیاری دستی آنها را نیست خدایا تو برای مردم كه عیا ل وروزی خورا ن تو هستند شروع به باریدن بار ان كن .
5-مشك وملار را چون قاید فتح اله دیشب تا به سحر دعا برای بارندگی میكرد وآنچنان ایشان گرم خواب شدن وباران باریده تا مشك وملار راآب برده وقاید فتح اله ازخواب بیدار نشده است.
6-ماهفت برادران ای خدا بسوی توآمدیم ودست دعا به درگاهت درازمی كنیم وازشما می خواهیم باران رحمتت را بسوی ما بندگانت ببار .
1-گرده :خمیر را بصورت نا ن كیكی پهن می كنند ودرزیرخاكستری كه بالای آن آتش باشد قرارمی دهند

ازدواج :
قبلاًهركس دختر هركس رابرای ازدواج باپسرش می خواست اصلاًپسر ودختر حق اظهارنظر نداشتند وانتخاب با پدران، دختر وپسر بوده كه یابصورت ناف برون بوده كه دراین روش وقتی دختری به دنیا می آمد پدر پسر ویا مادر پسر هنگامیكه ناف آن طفل دختر را می بریدند می گفتند كه این دختر مال پسر ماست وقتی این دختر بزرگ می شد بعنوان نامزد این پسر بوده فقط اینكه اگر اختلافی بین خانواده ها بوجود می آمد تا این ازدواج به هم بخوردی .طریق دیگر این بوده كه پدرپسرازپدردختر،دخترش رابرای پسرش خواستگاری می كردومی گفت مثلاًنام پدردختر حسن بودمی گفت آقا حسن می خواهم اگر قسمت خداباشد پسرم رابه فرزندی قبولی كنی تابعنوان پسری ازپسرانت باشد ودركارها به یاریت بشتابد وپدردختر بصورت آنی جواب نمی دادومی آمد با اهل خانه زن وپسرانش مشورت میكرد بعداًازدائی تاعموعمه خاله وپسرخاله با همه صحبت می كرد ونظر خواهی می شد وقتی همه جواب مثبت می دادند جواب را خانواده پسر می دادواززمانی كه جواب به آنها داد تازمان وروز وحتی فقط شب عروسی ،عروس وداماد ازنزدیك باهمدیگر ارتباط داشتندوالی رسم نبود تاقبل از عروسی با همدیگر ارتباط داشته باشند واگرداماد به خانه نامزدش می رفت نامزد یادرخانه پنهان می شد ویااز خانه به خانه یكی ازبستگانش می رفت .وهنگام برگزاری مراسم عروسی داماد نزد اقوامان
می رفت ویوزی می گرفت.

یوزی:
مقدار كمك مالی یاجنسی بوده كه به داماد می دادند .
قوای هالو :یعنی درآن زمان رسم بوده كه گاو،اسب ،بزوگوسفند،قاطر،ویا فرش ویا تفنگ بعنوان قوا یه دائی دختر می دادند ومی گفتند قوا،بهاء دارد باید دائی دختر دربرابراین قوا وسیله یا وسایلی یه خواهرزاده خود اهداءمی كردی .وباید داماد دراختیار خانه پدرزن بودی برای كارهای خانگی مثل ساختن خانه
شخم زدن كشاوزی وغیر ه كمكشان می كرد بطوری كه چون داماد زیاد كار
می كرد می گفتند اگر خرنداری داماد بگیر.
ولی خانه پدر زن آنقدر داماد رادوست می داشتند كه هرچه می خوردند یا داشتند بخورند سهمیه داما دویژه بوده .وبه داماد می گفتند برو «خّسی تّپّنّك بخور» :خّسی یعنی :مادرزن ،یعنی برو آنچه را مادرزنت برایت برداشته وپنهان كرده برو وآن رابخور .وقتی پدر دختر بله را می گفت پدر داماد زُون گِشون
می داد :یعنی گاوی یاگوسفندی یاپول بعنوان زبان گشاده به دختر می دادند ومادر دختر بعد ازكدخدایی :یعنی اقوامان داماد می آمدند مهریه وحق شیركه به آن شیر بها می گویند، مشخص می كردند شروع به خریدن وسایل مرسوم آن زمان برای دخترش میكرد ومقداری جوراب دستمال وروسری وپیراهن
می خریدند وهروقت دختر به خانه داماد می بردند تحت عنوان رسه یعنی هدیه به اقوامان دختروداماد می دادند .وروزی كه عروس را می خواستن ببرند آرایشگر محلی می آوردند وعروس را به رسم رایج كه آن زمان مرسوم می كرد وبه رسم آن زمان آراسته می شد وشبی كه دختر ازخانه پدر می خواستند به خانه شوهر ببرند پسرعموی دختركه نابالغ بود وچون می گفتند محرم بوددرخانه پدردختر آرایش می كردند ودامادرا هم آرایشگر مرد به حمام می برد واورا حمام است با پارچه ای كه درآن چند سكه پول وچند حبه قند می گذاشتندوبه كمردختر می بست ومی گفتند این كار به سبب مباركی می باشد یعنی دختر برای انجام وظایف درخانه جدید وبرای مقابله با مشكلات كمربسته وآماده می باشد وقند یعنی مزه زندگی مشتركی چون قند شیرین باشد وعلت بستن به كمر توسط پسرعمو یعنی پسرعمو می گوید درزندگی ومشكلات آن چون كوه پشت سرت هستم وتا مراداری جای هیچ نگرانی برایت نیست .وقتی عروس راازخانه پدر بسوی خانه شوهر ومی آوردند تا به درخانه شوهر می رسید می گفتند دم هونه گِرونیش چِنِ :یعنی هدیه می خواهیم تاعروس وارد خانه شود كه پدرشوهرقول هدیه یاپولی نقدی می دادوعروس راوارد خانه می كردند وهنگام ورود گوسفندی را می كشتند بعنوا ن خونروش یعنی باریختن این خون قضا وبلای برای زن شوهر اتفاق نیفتد.
وازروزاول زندگی تا یك هفته غذای عروس وداماد برعهده خانه عروس بوده بعد یك هفته دختر را به خانه پدرش می بردند كه به واطلبیدن مشهور بوده بعدازاتمام حداقل یك روز یاحداكثر یك هفته مادریاخواهر یاخاله ویاعمه داماد می رفتند عروس رابه خانه شوهر می آوردند بعداًآنچه ا زبرنج وگوشت وخوراكیهای كه به خانه عروس داده بودند اضافه بودند به خانه داماد همراه با مقداری وسیله هنگام واطلبون هم همان پس پرده دختر بود بعدازیك هفته به دختر می دادند .ودرهنگام زندگی مشتركی باپدر شوهر ومادر شوهر زن ومرد استقلالی دراستفاده وتصرف اموال نداشتند ومادر شوهر بصورت ارباب رعیتی با زن پسررفتار میكرده كه قدما نقل می كنند كه می گویند حتی اگر فرزندكوچكی داشتند كه درگهواره هنگام گریه فرزند وشیردادن به آن كاملاًعروسها مختار نبودند ومی گفتند كه اتفاق می افتاد كه شاید طفلی ازصبح تاعصر شاید یك بار ازگهواره درآورده می شد وحتی درخوردن موادغذایی هم بصورت جیره بندی به شوهرتحت هیچ عنوانی نمی توانست آشكارادردعواها فی مابین مادر وهمسرازهمسرش دفاع كند زیرا اگرآشكارادفاع میكرد مادرمی گفت مادروهمسررفتن به دیوان همسرسرافراز آمد مادر پشیمان ،ویا می گفت شبگو روزگورا آنه غذامی دادند ومی گفتند هرچه گفتیم باید پسر وعروس بدون چون چرا عمل كنند كه این رسم مختص به لنده تنها نبود بلكه درتمام نقاط كهگیلویه رایج بوده است دلیل این بوده كه خودمادر شوهرها فبلاًبه همین سیستم حاكمیت گرفتار بودند وعقده ای بودند ومی خواستند به این روش عقده خودراخالی كنند.ودراین شرایط برد یعنی زن وشوهرشب كه می شود زن برعلیه من مادر باشوهر صحبت می كند وپسرم رابرعلیه من تحریك كی كند .وزن بیچاره می گفت ّخسی ایز ّنُم كه پُرخورم میره ایزّ نُم كه لاغّرُم ،
یعنی :مادرشوهرمراكتك كاری می كند ومی گوید كه شما زیادغذا می خوری وپرخوری می كنی وشوهرمراكتك می زند ومی گوید شما چون كم غذا می خورد مرتب لاغر می شوید.
یعنی زن بدبخت رانه شوهر ونه مادر شوهر درك نمی كنند .
عروس درمدت 40روز ازرفتن به مراسمات عزاداری منع میكردند چون می گفتند اگر به قبرستان بروی ممكن است چله مرده تورا بگیرد وموجب نازایی توشود

افتادن دندانهای شیری :
وقتی بچه ها به سن هفت سالگی می رسیدند ودندانهای آنها شروع به افتادن می كرد به بچه ها می گفتند كه دندانهای خود را درکود گاو بگذارید وبگویید.
دِندون حلواخّروّت دام دندون ریگ كوز وّم بِرِ چون اعتقاد داشتند دندانهای شیری مقاومت ندارند وباید دندانهای كه بجای آنها روییده می شوند باید دندانهای محكمی باشند

کلنگ زدن:

اهالی روستا در قدیم اعتقاد داشتند عصر روزها نباید کلنگ زد حتی نباید کلنگ را بر روی شانه های خود قرار دهند

چون این کار نشانه فوت یکی ازاهالی این روستا می باشد

صدای روباه درشب و خاموش صدای شغالهادرشب :

مردم تراب در قدیم معتقد بودند كه اگر شب روباه به طر ف رودخانه مارون واقع در روستای تراب که در قدیم هر کس از اهالی این روستا فوت می کرد بر روی این رودخانه اورا غسل می دادندزوزه می كشیدبیانگر فوتی كسی اراهالی این روستا می باشد وهنگام زوزه كشیده برهمه ایجاب می كرد كه بگویند به زبان محلی هرچه من پوزته دش و خوت وّ یا بگویند وخیراومیِ وخیربِرّ یعنی ای روبا ه انشاءالله آمدن ورفتن همراه با خیر وخوشی برای اهل این محل باشد .
وازدیگر اعتقادات این بود هنگام تقسیم جو یا گندم درون خرمن می گفتند باید این تقسیم شب باشد تا روبا ه بیایید وزوزه بكشد چون همراه بایان زوزه كشیدن خیر وبركت برای این خرمن می باشد .
ازدیگر اعتقادات این منطقه این بوده كه وقتی شب صدای شغالها آزاردهنده بود می گفتند وقتی شغالی شروع به زوزه كشیدن كرده كفشهای خودراوارونه كنید صدای شغالها قطع می شود كه این برای مردم حال حاضر هم به تجربه رسیده است .
سقوط شهاب سنگ درشب
درزمان قدین در روستای تراب معتقد بودند که اگر شب شهاب سنگی ازآسمان سقوط می كرد ودرآسمان به هرجهتی كشیده می شد می گفتند این به معنی است كه بزرگی یا شاهی از آن كشور یا آ ن منطقه ای که ستاره کشیده می شد فوت می كن د .

عطسه کردن:

مردم روستای تراب در قدیم اعتقاد داشتند اگر در حین کار یا درآغاز انجام کاری کسی عطسه کرد باید از انجام آن کار خودارای کرد چون عطسه کردن را به معنی صبر کردن تعبیر می کردند

شنا کردن گنجشک درفصل پاییز:
درروستای تراب قدما معتقد بودن که هروقت گنجشک در ماه مهرماه شروع به شنا کردن نماید نشانه باران زود هنگام است وبراین باور هنوز هم اعتقاد راسخ دارند چون می بینند بعداز شنا کردن گنجشکان یک هفته الی دوهفته بعد باران شروع به باریدن می کند




طبقه بندی: گوشهایی از آداب و رسوم روستای تراب در قدیم، 
برچسب ها: روستای تراب،  
[ دوشنبه 6 شهریور 1391 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ هادی گلالی تراب ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ برای معرفی روستای زیبای تراب به هم وطنان عزیز و هم استانی های عزیز مباشد
روستای تراب با داشتن جاهای دیدنی و باستانی هر ساله گردشگران زیادی به خود جذب می کند
از جمله این مناطق چشمه ی گوگردی.غاری بزرگ که در زبان محلی به اسم اشکفت هوایی معروف است.امام زاده سید محمد زرین در روستای تراب وسطی.پل باستانی چم چیت.سنگ قبر های قدیمی در قبرستان قدیمی.....
آدرس روستا. کهگلویه وبویر احمد. لنده. روستای تراب

هادی گلالی تراب

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
qwertyuiop[] asdghjkl;'[